![]() |
![]() |
|
| تن آدمی شریف است به جان آدمیت ××××× نه همین لباس زیباست نشان آدمیت |
|
مشاوره های روانشناختی(مشاوره های اینترنتی و تلفنی)(لطفا کلیک کنید) گلچینی از مداحی ها(لطفا کلیک کنید) گلچینی از موسیقی ها (لطفا کلیک کنید) عزیزان بزرگوار ضمن خوش آمد گویی محضر شما لطفا پیام خود را درپست بعد درج فرمایید عزیزان بزرگوار ضمن خوش آمد گویی محضر شما لطفا پیام خود را درپست بعد درج فرمایید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/03/14ساعت 11:50 توسط دوست شما |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/03/14ساعت 10:57 توسط دوست شما |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/06ساعت 13:59 توسط دوست شما |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
افسردگی چیست ؟
افسردگی عبارت است از احساس غم، دلسردی، یا ناامیدی به مدت حداقل ۲ هفته در اغلب روزها و اغلب ساعات روز، به علاوه علایم همراه.
علائم شایع در افسردگی: پیشگیری از افسردگی: تغییرات عمده زندگی را پیشبینی و آمادگی لازم برای مواجهه شدن با آنها را کسب کنید. حتیالامکان از عوامل خطر پرهیز کنید.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/05ساعت 4:19 توسط دوست شما |
|
|
دوست بايد در پی بردن و دم فرو بستن استاد باشد. (نيچه) راههای مقابله با روزگار ناملايم در زندگی مشترک
گاهی دقيقا زمانی که احساس ميکنيم تعهد و وفاداری خود را در زندگی مشترک اثبات می نماييم در سرازيری خطرناکی قرار ميگيريم.چرا چنين است؟ بايد اذعان داشت که زندگی مشترک دارای مراحل غير قابل پيش بينی است و البته شدت و عمق اين مراحل در مورد افراد و همسران مختلف متفاوت می باشد.گاهی احساس ميکنيد همه امور زندگيتان عالی و با شکوه است و ناگهان دوران خوش سپری ميشود.روزگار ناملايم رخ مينمايد و احساس شکست و ناکامی افزايش می يابد.در زندگی مشترک اين مراحل شدت و ضعف دارد.به راستی چرا گاهی احساس ميکنيم عشق و محبتی وجود ندارد و هر آنچه بوده گذرا و موقت بوده است؟ يکی از دلايل اين است که اغلب افراد به يکی از مراحل اوليه زندگی مشترک خود خو گرفته و به مراحل بعدی راه نمی يابند.بهتر است برای اجتناب از اين امر به مراحل اصلی زندگی پس از ازدواج نظری بيفکنيم: مرحله ۱:عشق رومانتيک و ايمان به عشق اين مرحله اغلب احساس خوبی را بر می انگيزد.به طوری که تمايل داريم اين وضعيت برای هميشه تداوم يابد در حقيقت انتظار ميرود که برای هميشه تداوم يابد!هنگامی که به شغل جديدی وارد ميشويم و يا روابط نوينی را در زندگی خود ايجاد ميکنيم در ابتدا همه چيز عالی و در حد کمال است هنگامی که موارد نامطلوبی را مشاهده ميکنيم ممکن است آن را انکار نموده و يا کوچک بشماريم.در اين حال تمايل داريم بيش از آنچه که از ما انتظار ميرود خواسته های طرف مقابل را برآورده سازيم.احساس ميکنيم از انرژی فراوانی برخوردار شده ايم احساس سر زندگی ميکنيم و از روياها و آروزوهای جديد لبريز ميشويم. در روابط عاشقانه قلبتان از عشق انباشته است و می دانيد که شخص مورد علاقه تان نيز به شما علاقه فراوانی دارد.به روشهای فراوانی علاقه خود را به همسرتان ابراز می نماييد.زمانی که دور از هم هستيد به يکديگر فکر ميکنيد.همه امور به خوبی و خوشی سپری ميشوند.بعضی از افراد احساس ميکنند که یک روح در دو بدن بوده و کاملا احساس سرزندگی و نشاط ميکنند. آنچه که تا کنون از طريق تحقيقات دريافته ايم اين است که هنگامی که ما در درونمان احساس عشق ميکنيم جسم ما از اندروفينی به نام فنواتاليمين (PEA) سرشار گرديده است.مانند ديگر اندروفين ها PEA انرژی و احساس سلامتی و نشاط و نگرش مثبت را افزايش می دهد و از درد و اندوه می کاهد.PEA سبب ميشود از خوردن و خوابيدن صرف نظر کنيم و اگر معمولا نگران هستيم کمک ميکند تا احساس امنيت و آرامش کنيم.چنانچه افسرده و غمگين باشيم انرژی بيشتری را در خود حس ميکنيم و نسبت به همه امور نگرشی مثبت پيدا ميکنيم.در اين موارد احساس ميکنيم که اين وضعيت خوب و مثبت را همسرمان برايمان به ارمغان آورده و بالاخره کسی را که به دنبالش بوده ايم يافته ايم! مرحله ۲:ياس و نگرانی اين مرحله در واقع آغاز رشد است.يکی از تصورات غلط افراد اينست که اگر يار و همراه واقعی خود را يافتند عشق بايد به طور طبيعی و خود به خود ادامه يابد.اعتماد به اين تصور باطل سبب گرديده است که ۵۰٪ ازدواج ها به طلاق منجر شود! زمانی که فرد در اين مرحله قرار ميگيرد احساس ميکند که همسر او فرد مطلوبش نبوده است. يکی از دلايل اين احساس ياس و نااميدی در اين مرحله کاهش ميزان PEA ميباشد.همچنين هنگاميکه ميبينيم طرف مقابل با آنچه که ما در ذهن خود از او ساخته بوديم يکسان نيست احساس مطلوبی نخواهيم داشت بنابراين او را سرزنش خواهيم کرد!!! مواردی را که ما از همسرمان انتظار داشته ايم و برآورده نگرديده است عامل نارضايتی و نااميدی ما ميباشد.ممکن است از خود بپرسيم:{ چه اتفاقی برای او و يا برای زندگی مان رخ داده است؟ } و احساس شکست و زيان ميکنيم. در واقع هنگاميکه ميزان PEA کاهش می يابد حالت تدافعی فرد مجددا آغاز ميگردد و معمولا به جای آنکه با همسر خود ارتباط برقرار کند به دفاع از خود برمی خيزد. گاهی احساس ميکنيم عشق در حال فروپاشی و نابودی است و گاهی فکر ميکنيم که اگر فقط فلان کار را انجام داده بوديم همه چيز بر وفق مراد پيش می رفت و با خود فکر ميکنيم آيا واقعا بقيه زندگی مان اين چنين خواهد بود؟! در اين شرايط در مقابل يکديگر قرار گرفته و همسرمان را حريف و دشمن می پنداريم.اغلب به انتقاد و طعنه زدن و تحقير ديگری میپردازيم و خشم و آزردگی از نتايج چنين برخورد هايی است.در اين وضعيت کاستی ها و نقايص بسيار کوچک به سادگی به مشکلاتی بزرگ تبديل ميگردند.پيروزی بر حريف و نشان دادن عکس العمل بيش از همکاری با يکديگر و همچنين ايجاد و کسب روابطی صميمانه و دو طرفه که در آغاز طالب آن بوده ايم اهميت می يابد.ابراز عشق
و احترام و تقدير کاهش می يابد و حتی ممکن است در اثر لحظه ای بی توجهی و يا رنجيدگی ناديده گرفته شده و از بين برود.اگر احساس شکست همجنان ادامه يابد ممکن است فرد هيچ تمايلی برای ملاقات با شريک زندگی اش نداشته باشد تا جايی که ممکن است از او دوری جويد و به شخصی ديگر يا کار و حرفه اش و يا فرزندانش روی آورد تا بتواند احتياجات خود را برآورده و همچنين از احساس ناکامی و ياس خود دوری جويد. در مورد گروهی از همسران اين مرحله به نقطه ای از درماندگی و استيصال منجر ميشود به طوری که به نظر ميرسد راهی به جز ترک وضعيت کنونی به صورت موقت يا دائم وجود نداشته باشد.بسياری از افراد به نااميدی و عجز فراوانی دچار ميشوند و گاهی دوستان دلسوز و خانواده شخص را به ترک شريک زندگی ترغيب ميکنند.بعضی ديگر سعی ميکنند مسائل موجود را تحمل نموده و خود را با برنامه های ديگر سرگرم نمايند. اما بايد خوشحال بود! فکر نکنيد که زندگی جديد شما به سمت افسردگی و نگرانی پيش ميرود.اين وضعيت برای تمام رابطه های عاشقانه و زندگی های پر از صفا و صميميت به وقوع نخواهد پيوست.اگر بياموزيم ابزار تبديل اين وضعيت را به عشق واقعی به کار گيريم قطعا اين مرحله دری به سوی ارتباطی عميق تر و صميمی تر و رابطه ای رضايت بخش خواهد بود. ادامه دارد ....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/04ساعت 14:39 توسط دوست شما |
|
|
مداوای بیماران روانی باید در جامعه انجام پذیرد
مداواي بيماران رواني نمي تواند در خارج از بيمارستان متوقف شود بلكه بايد تا داخل جامعه ادامه يابد و اين امر بر عهده روانپرستار است.ناهيددخت شريفي، روانپرستار و عضو هيأت علمي دانشكده پرستاري و مامايي دانشگاه علوم پزشكي تهران با اعلام اين مطلب به ایسنا گفت: پرستار، ناظر بر نوسانات حال بيمار است، آثار دارو را تشخيص مي دهد، بازگشت سلامتي بيمار را ارزيابي مي كند و ارتباط خوب و موثري با بيمار برقرار مي كند و روانپرستار كسي است كه پس از اخذ مدرك كارشناسي پرستاري و گذراندن واحدهاي لازم درجه كارشناسي ارشد اين رشته را اخذ كرده باشد. روانپرستار تعليمات كافي در زمينه هاي روانشناسي از جمله شناخت انسان، رفتار انسان، تفاوتهاي فردي، مفاهيم ادارك و احساس را فرا مي گيرد و دانش و آگاهي كافي در زمينه هاي روانپزشكي مانند شناخت علل و عوامل ايجاد كننده بيماري هاي رواني را نيز دارد.وي گفت: از نظر وظايف و نقش هاي روانپرستار اينست كه پرستار با بيمار ارتباط درماني برقرار كرده و خلوص و علاقه اي در پرستار مبني بر كوشش در جهت مثمر ثمر بودن و كمك كردن به فرد بيمار وجود دارد يعني پرستار مي كوشد كه به نحوي به سخنان بيمار گوش فرا دهد و از تكنيك هايي استفاده كند تا در فرصتي كه براي بيمار بوجود مي آيد بتواند احساسات خود را بيان نمايد.همچنين بيمار را با فعاليت هاي اجتماعي درگير نمايد و هدف از اينكار انحراف توجه بيمار از افكار اضطراب انگيز و تنش زا است به دليل اينكه فعاليت هاي اجتماعي به عنوان منبع انرژي و عاملي براي رهايي از اضطراب به كار مي رود.
وي افزود: به طور كلي اجتماعي كردن بيمار علاوه بر كاهش اضطراب فرصتي است براي بيمار جهت نشان دادن و آزمودن رفتارهاي اجتماعي خود. در ضمن كوشش پرستار در جهت اينكه واقعيت را در بيمار پرورش دهد تا بيمار بياموزد كه چگونه از استرس هاي حاصله از موقعيت هاي زندگي جلوگيري نموده و آنها را كاهش دهد يا در مقابلشان عكس العمل مناسب نشان دهد.عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران گفت: گاهي لازم است روانپرستار از بيماران در خانه بازديد بعمل آورد و در اين بازديد حالت رواني و ارتباطات او با اطرافيان و وضعيت منزل، تفريح و غيره ... را مورد تحقيق قرار دهد و به اطرافيان بيمار در مورد برخورد با بيمار و چگونگي مراقبت از او آموزش دهد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/04ساعت 13:40 توسط دوست شما |
|
مهارتهاي يادداشت برداري و حضور در كلاس يادداشتهاي كافي جزء ضروري يادگيري و مطالعه كار آمد در دانشگاه به شمار مي آيد. به پيشنهاد هاي زير فكر كنيد و سيستم يادداشت برداري خود را بهبود بخشيد. 1- فعالانه به درس گوش دهيد, اگر ممكن است قبل از نوشتن فكر كنيد ولي مراقب باشيد از يادداشت برداري عقب نمانيد. 2- ذهن خود را نسبت به مطالبي كه با آن مخالفيد باز بگذاريد, اجازه ندهيد بحث كردن در يادداشت برداري شما مداخله كند. 3- اگر پرسش مربوط به موضوع برايتان طرح شده, آن را بپرسيد.
4- از روش استاندارد يادداشت برداري _ شامل نقطه گذاريها, اختصارات, حاشيه ها و غيره استفاده كنيد و آن را در خود بپرورانيد.
5- يادداشتهاي را در دفتري بزرگ نگهداري كنيد. تنها حُسن دفترچه هاي كوچك در آساني حمل آنهاست ولي براي هدف اصلي شما مناسب نيستند, دفتر بزرگ به شما امكان مي دهد حاشيه گذاري مناسي را رعايت كنيد.
6- هر گاه از بخشي از صفحه به بخش ديگر همان صفحه مي رسيد, يك جاي خالي باقي بگذاريد تا در صورت لزوم در آينده آن را با مطالب تكميل شده پركنيد. هدف شما, يادداشت برداري مفيد است و نه صرفاً نگهداري اوراق!
7- سعي نكنيد از تمام مطالب استاد يادداشت برداريد. اين كار در وهله اول غير ممكن و در وهله دوم غير ضروري است زيرا تمام مطالب از اهميت يكساني برخوردار نيستند. بيشتر وقت خود را صرف گوش دادن و يادداشت برداري از نكات مهم و اصلي كنيد. اگر شما با حداكثر سرعتتان يادداشت برداريد, شنونده خوبي نخواهيد بود. گر چه گاهي نوشتن از انديشيدن مهم تر است.
8- در پي سر نخ هاي نكات مهم باشيد, يعني تكرار نكات تاكيدي, تغيير در آهنگ صدا, فهرست كردن نكات مهم و غيره.
9- بسياري از اساتيد مي كوشند در خلال تدريس چند نكته اصلي و چندين نكته كم اهميت تر ارائه دهند. و بقيه سخنراني را به مطالب توضيحي و مثالها اختصاص دهند. سعي كنيد نكات اصلي را يادداشت كنيد و خود را در دام نكات كم اهميت تر كه ارتباطي اندك با يكديگر دارند, اسير نكنيد. اگر خوب گوش كنيد, به ارتباط ميان آنها پي خواهيد برد. در مورد مطالب كه استاد آنها را با اهميت تر تلقي مي كند, دقت نظر به خرج دهيد.
10) يادداشتهاي اصلي خود را به صورت روشن و خوانا بنويسيد تا براي خودتان قابل خواندن باشد ولي هر كجا كه توانستيد از علايم اختصاري ابداعي خودتان استفاده كنيد. اين كار مستلزم دوباره نويسي يادداشتهايتان است تا در زمان بهتري بتوانيد آن را بخوانيد و بدان بينديشيد. همچنين پاكيزگي از جهاتي حُسن است ولي الزاماً يادگيري شما را افزايش نمي دهد.
11) بدون ملاحظه هر آنچه را روي تخته سياه مي بينيد, در دفترتان بنويسيد. آيا تاكنون فكر كرده ايدكه نوشته هاي ناخواناي روي تخته ممكن است سر نخ يك سوال امتحاني باشد. شايد شما نتوانيد تمام نوشته هاي روي تخته را با يادداشتهايتان از گفته هاي سخنراني تلفيق و يكدست سازيد. ولي اگر آنها را جداگانه بنوسيد چه بسا در آينده سرنخ مناسبي باشد. اگر هم چنين نشود, اشكالي ندارد. شما چيزي را از دست نداده ايد, در هر صورت شما در كلاس بوده ايد. 12) در كلاس در رديفهاي جلوتر بنشينيد, زيرا آنجا حواستان كمتر پرت مي شود و شنيدن, ديدن و توجه به مطالب مهم ساده تر مي باشد.
13) نكات و پيشنهاد هاي پيش گفته شده را با دقت عمل كنيد, اگر در اين مورد ابهامي داريد با مركز مشاوره دانشجويي تماس بگيريد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/11/04ساعت 3:29 توسط دوست شما |
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/07/23ساعت 10:4 توسط دوست شما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| سخنی با شما |
دوستان خوبم سلام
با تشکر از اینکه به وبلاگ خودتون سر زدید شما می توانید از شبکه گسترده جستجوی کتاب و منابع جامع وبلاگ در قسمت پیوند ها بهرمند شوید خواهشمندم که ما را از نظرات خوب خود بی بهره نفرمایید |
|
RSS
|